
معمولا هر دو ماه یک بار هیئت صلیب سرخ به اردوگاه می آمد و با اسرا گفت و گو می کرد حاج آقا در این دیدارها با رفتار و منشی که داشت با رئیس هیئت به گفت وگو می پرداخت و گاهی ساعت ها با آنها صحبت می کرد.
او در صحبت با صلیب انگشت روی دردهای اصلی می گذاشت و نقاط لازم و ضروری را مطرح می کرد و صلیب بیش ترین توجه را به سخنان سید داشت و معمولا همه مسائل را با حاج آقا مشورت می نمود و هر مطلبی را که نظر سید بود پیگیری می کرد و سید حتی شیوه مطرح کردن با عراقی ها را نیز به آنها یاد می داد که چگونه مطرح نمایند تا عراقی ها بپذیرند. سخنان منطقی سید چنان تاثیری در آنها گذاشته بود که آنها به سید به عنوان یک اسیر نگاه نمی کردند بلکه به عنوان یک انسان جامعه شناس عاقل که نظریات مفیدی درباره جامعه بشر دارد نگاه می کرد و گاهی مشکلات خود را با سید در میان می گذاشتند و از او راه چاره می خواستند و بعضی مواقع هم از روحیه و صلابت اسرا تعجب کرده سئوال می کردند که چرا جمع شما از روحیه بالایی برخوردار است در حالی که در نقاط مختلف دنیا بااسرای زیادی ملاقات دیدار و گفت وگو داریم هر بار که می رویم مسئولان در گزارش های خبری از دیوانه شدن تعدادی و خودکشی جمع دیگری خبر می دهند ولی در اینجا از این خبرها نیست چرا سید جواب می داد که این ها چون در راه عقیده و ایمان خود قدم برداشته اند و آن سختی و اسارت را هم در راه ایمان و عقیده تحمل می کنند این سختی ها بر آنها آسان می شود و یاد خدا دلها را آرام می کند.
[ جمعه 28 آبان 1389 12:26 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]



